تبليغاتX
باران اشک ناتمام من






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده دانیال


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب :دانیال


كد جاوا :



عشق

سر کلاس درس معلم پرسيد:هي بچه ها چه کسي مي دونه عشقچيه؟

  هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه ميکردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي که اشک توچشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازشپرسيد .بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و گفت:لنا جانتو جواببده دخترم عشق چيه؟

 

لنا با چشماي قرمز پف کرده و با صداي گرفتهگفت:عشق؟

بقیه در ادامه مطلب .
.(بهتون پیشنهاد میدم حتمآ بخونید)


ادامه مطلب | 
نويسنده: دانیال.محسن........ مورخ: جمعه دوم اسفند 1387 در ساعت: 4:12 بعد از ظهر
|+|